تبلیغات
بزرگ مرد کوچک ما - مهارت ایستادن
 
بزرگ مرد کوچک ما
درباره وبلاگ


پسر گلم امیرحسین در تاریخ ۲۳ اسفند ماه ۱۳۹۱ چشم به جهان گشود, و دنیای مارو زیباتر کرد, ما خاطرات این روزهای خوب با هم بودن رو اینجا ثبت میکنیم برای فرداها

مدیر وبلاگ : مامان ناهید
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه 3 تیر 1394 :: نویسنده : مامان ناهید
با اینکه تازه 7 ماه و نیم از سنت می گذره ولی قدرت و سرعت ایستادنت هزار ماشالله خیلی زیاد شده و به هرجایی و هر چیزی و هر کسی که برسی سریع دستت رو می گیری و بلند میشیAvazak.ir62 شکلک های یاهو (2)




Avazak.ir66 شکلک های یاهو (2)




و خب معلومه که با چهار دست و پایی هایی که می کنی و ایستادن هات فضولی ها و شیطنت هات هم خیلی بیشتر شدهAvazak.ir62 شکلک های یاهو (2)






                                                                                                            Avazak.ir66 شکلک های یاهو (2)

به ایستادن مسلط شدی و به خاطر همین جرئت پیدا کردی و یک دستت رو رها می کنی. تازه دیروز سعی می کردی که هر دو دست رو رها کنی و بدون تکیه گاه باشی که خب نمی تونستی و میخوردی زمین. البته اینم یاد گرفتی که وقتی دستت رو به جایی می گیری چند قدمی هم در امتداد اون حرکت کنی Avazak.ir62 شکلک های یاهو (2)




بفرمایید میوه




حالا که از میوه گفتم اینم بگم که خیار رو که خیلی وقته با دندونای خرگوشیت سوراخ سوراخ می کنی و می خوری، چند روزی هم هست که سیب کامل رو توی دستای کوچولوت می گیری و دور تا دورش رو گاز می زنیAvazak.ir122 شکلک های یاهو (3) دو تا دندونت کامل شدن و هنوز خبری از دندونای جدید نیستAvazak.ir119 شکلک های یاهو (3)





و این روزا خیلی به ندرت شاهد اینجور صحنه ها هستیم که یه جا آروم بگیریAvazak.ir85 شکلک های یاهو (3)




راستی بابا گفتن رو هم یاد گرفتی و چند بار واضح تکرار کردی. هرچند که این هفته خونه مامان جون بودیم و از بابایی دور. ولی وسط حرفات چند بار واضح گفتی بابا. یه بار هم رو به مامان جون کردی و گفتی ماما Avazak.ir55 شکلک های یاهو (2)

Avazak.ir142 شکلک های یاهو (4)خلاصه که اینچنین گل پسری داریم ماAvazak.ir142 شکلک های یاهو (4)



پی نوشت: مامان جون کادو گفتن مامان بهشون برات یه لباس مشکی خریدن که توی محرم بپوشی و بابایی هم برات یه بسته توپ و یه حلقه هوش گرفت.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.