تبلیغات
بزرگ مرد کوچک ما - حدیثه جون کشف کرد که....
 
بزرگ مرد کوچک ما
درباره وبلاگ


پسر گلم امیرحسین در تاریخ ۲۳ اسفند ماه ۱۳۹۱ چشم به جهان گشود, و دنیای مارو زیباتر کرد, ما خاطرات این روزهای خوب با هم بودن رو اینجا ثبت میکنیم برای فرداها

مدیر وبلاگ : مامان ناهید
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دوشنبه 1 تیر 1394 :: نویسنده : مامان ناهید

امروز حدیثه جون اومده بود خونمون تا با شما بازی کنه. بعد از اینکه با هم بازی کردین و کلی براش خندیدی(البته هرچی سعی کرد تا براش خنده صدادارکنی فایده نداشت) براتون سی دی خاله شادونه رو گذاشتم تا با هم ببینید و منم مشغول نماز خوندن شدم.



در حال نماز خوندن بودم که شنیدم(استغفرالله) حدیثه میگه: ناهید جون بیا ببین ، زود بیا ببین. وقتی نمازم تموم شد و رفتم دیدم بله حدیثه جون کشف کرده که آقا امیرحسین میتونه بشینه



خودتم خیلی ذوق کرده بودی و بعدش هرچی میذاشتمت روی پا، خودتو میکشیدی جلو که بشینی



البته میدونم که واسه شما هنوز زوده و ممکنه به کمرت فشار بیاد واسه همین تا جایی که خودت اجازه بدی نمیذارم بشینی ولی خیلی دوست داری اینجوری بشینی و تلویزیون نگاه کنی







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.