تبلیغات
بزرگ مرد کوچک ما - عکاسی
 
بزرگ مرد کوچک ما
درباره وبلاگ


پسر گلم امیرحسین در تاریخ ۲۳ اسفند ماه ۱۳۹۱ چشم به جهان گشود, و دنیای مارو زیباتر کرد, ما خاطرات این روزهای خوب با هم بودن رو اینجا ثبت میکنیم برای فرداها

مدیر وبلاگ : مامان ناهید
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دوشنبه 1 تیر 1394 :: نویسنده : مامان ناهید

کار من این روزا عکاسیه. میخندی ، گریه میکنی ، میخوابی ، غلت میزنی ، سینه خیز میری ... خلاصه هر کاری که میکنی ثبت میکنم برای وقتی که بزرگ بشی و همه ی اینا خاطره هایی باشه که اگرچه توی حافظه ات نیست ولی جزء شیرین ترین خاطره های زندگیت خواهد بود.

هر کی این روزا خونه ما اومده این پتو رو میشناسه چون همیشه پهنه و مخصوص غلت زدن و سینه خیز رفتنه شماست. هرچند که این روزا اینقدر سرعتت رفته بالا که به یه چشم به هم زدن میری از پتو بیرون. فکر کنم باید همه ی خونه رو پتو پهن کنیم







تازگیا خیلی خیلی توی خواب غلت میزنی .


 دیروز اومدم دیدم اینطوری خوابیدی. نمیدونم داشتی خواب کشتی گرفتن می دیدی قهرمان مامان





میخواستم از سبیل هات عکس بگیرم. آخه خیلی پرپشته و واسه همه جلب توجه میکنه. که نتیجه این شد. به لنز دوربین هم رحم نمیکنی و میخوای ببینی چه مزه ایه




ولی من بالاخره موفق شدم و اینم سبیل های بزرگ مرد کوچک ما




البته گاهی هم سر دوربین بکش بکش داریم و بندی که ازش آویزونه رو میکشی فکر کنم میخوای بگی بده مامان من ازت عکس بگیرم




بعضی وقتا هم که دیگه خسته میشی و عکست میشه این:




مامان نگیر دیگه. آخه چقدر عکس میگیری









نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.