تبلیغات
بزرگ مرد کوچک ما - رسم مسلمانی
 
بزرگ مرد کوچک ما
درباره وبلاگ


پسر گلم امیرحسین در تاریخ ۲۳ اسفند ماه ۱۳۹۱ چشم به جهان گشود, و دنیای مارو زیباتر کرد, ما خاطرات این روزهای خوب با هم بودن رو اینجا ثبت میکنیم برای فرداها

مدیر وبلاگ : مامان ناهید
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دوشنبه 1 تیر 1394 :: نویسنده : مامان ناهید

پسر گلم دو تا از رسوم مسلمانی رو تا الان واست اجرا کردیم یکی گفتن اذان و اقامه در گوشت بود که بعد از حموم ۱۰ روزه گی پدرحون واست گفتن.

و دیگری که به قول یکی از دوستام " مانده ام در حکمت خدا!

خب اگر واقعا خوب است چرا از اول اینگونه نمیسازی اش که نیاز به تعمیر نداشته باشد؟!"

مراسم ختنه بود. چهارشنبه ۵تیر ۱۳۹۲ به همراه بابایی و پدرجون و مامان جون رفتیم مطب دکتر بذرافشان(فوق تخصص اورولوژی اطفال) قبل از ورود به اتاق دکتر خواب بودی و نمیدونستی که چه خبره دکتر به ما اجازه نداد داخل اتاق باشیم .دردت به جونم اون شب خیلی گریه کردی ولی از روز بعدش مثل یک مرد صبوری کردی و روز پنجم حلقه ات افتاد. جز یه گوشه اش که آویزون بود و رفتیم خود دکتر از شرش راحتت کرد.

بزرگ مرد کوچک من به مسلمان بودنت افتخار کن



شب جمعه اش مامان جون برات جشن گرفت و به نشان مردانگی بهت کت و شلوار هدیه داد. دایی جون هم برات بیلیارد گرفته بودن و بقیه کادوها که هم اون شب و هم متعاقبا گرفتی نقدی بود و به حساب گنجینه سپهرت واریز شد.

ظهر جمعه هم بابایی به افتخار شما همه رو دعوت کرد پدیده شاندیز.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.